bite one's lip
/baɪt wʌnz lɪp/
phrase (عبارت)common
عبارت — جلوی حرف خود را گرفتن
جلوی حرف خود را گرفتناحساسش را پنهان کردن
برای نگفتن حرفی یا نشان ندادن احساس، خود را کنترل کردن.
To stop oneself from speaking or showing emotion.
«او لبش را گاز گرفت و چیزی نگفت.»
“She bit her lip and said nothing.”
«لبم را گاز گرفتم تا نخندم.»
“I bit my lip to avoid laughing.”