bite one's lip

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/baɪt wʌnz lɪp/
phrase (عبارت)common

عبارت — جلوی حرف خود را گرفتن

جلوی حرف خود را گرفتناحساسش را پنهان کردن

برای نگفتن حرفی یا نشان ندادن احساس، خود را کنترل کردن.

To stop oneself from speaking or showing emotion.

«او لبش را گاز گرفت و چیزی نگفت.»

She bit her lip and said nothing.

«لبم را گاز گرفتم تا نخندم.»

I bit my lip to avoid laughing.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000