bite the big one

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/baɪt ðə bɪɡ wʌn/
phrase (عبارت)slang

عبارت — مردن

مردنبدجور شکست خوردن

مردن یا به‌شدت شکست خوردن؛ معمولاً با لحنی شوخی‌آمیز.

To die or fail badly, used informally and often humorously.

«کامپیوتر قدیمی بالاخره کاملاً از کار افتاد.»

The old computer finally bit the big one.

«آدم‌بد داستان در آخر می‌میرد.»

The villain bites the big one at the end.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000