blank out

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˌblæŋk ˈaʊt/
phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — ذهنش خالی شدن

ذهنش خالی شدنچیزی یادش نیامدن

برای مدتی کوتاه نتوانستن چیزی را به یاد آورد یا به آن فکر کرد.

To be unable to remember or think of something for a short time.

«در مصاحبه ذهنم خالی شد.»

I blanked out during the interview.

«ذهنش خالی شد و اسم او را فراموش کرد.»

She blanked out and forgot his name.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000