block out

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/blɑk aʊt/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — مسدود کردن

مسدود کردنپوشاندن

مانع رسیدن نور، صدا یا دید به جایی شدن.

To stop light, sound, or a view from reaching a place.

«پرده‌های ضخیم نور صبح را می‌پوشانند.»

Thick curtains block out the morning light.

«دیوار صدای رفت‌وآمد را تا حدی می‌گیرد.»

The wall blocks out traffic noise.

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — از ذهن بیرون کردن

از ذهن بیرون کردننادیده گرفتن

عمداً نخواستن به خاطره یا احساس ناخوشایندی فکر کنی.

To deliberately refuse to think about an unpleasant memory or feeling.

«او آن خاطرهٔ دردناک را از ذهنش بیرون کرد.»

She blocked out the painful memory.

«او سعی می‌کند انتقادها را نادیده بگیرد.»

He tries to block out the criticism.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000