blue ribbon

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

blue rib·bon/blu ˈrɪbən/
1noun (اسم)commonplural (جمع): blue ribbons

اسم — روبان مقام اول

روبان مقام اولنشان برتری

یعنی روبانی که برای مقام اول یا کیفیت ممتاز به‌عنوان جایزه می‌دهند.

A ribbon given as a prize for first place or outstanding quality.

«پای او روبان مقام اول گرفت.»

Her pie won a blue ribbon.

«اسب روبان برتری گرفت.»

The horse earned a blue ribbon.

2adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more blue ribbonsuperlative (عالی): most blue ribbon

صفت — درجه‌یک

درجه‌یکممتاز

یعنی دارای بالاترین کیفیت یا اهمیت.

Of the highest quality or importance.

«آن‌ها هیئتی ممتاز استخدام کردند.»

They hired a blue ribbon panel.

«این مدرسه‌ای ممتاز است.»

It is a blue ribbon school.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000