بازگشت

bog

/bɒɡ/
noun (اسم)common
plural (جمع): bogs
باتلاقخیس‌زاریمرداب

زمینی مرطوب و نرم که خاک آن اسیدی است و معمولاً با خزه و تورب پوشیده شده است.

An area of wet, spongy ground with acidic soil, often with moss and peat.

«پیاده‌گردها در یک باتلاق عمیق گیر کردند.»

The hikers got stuck in a deep bog.

«دانشمندان ذخیره کربن در باتلاق‌ها را مطالعه می‌کنند.»

Scientists study carbon storage in bogs.

تفاوت با واژه‌های مشابه
swampمرداب

روزمره. به زمین‌های مرطوب و گل‌آلود، اغلب جنگلی گفته می‌شود. مرداب معمولاً کمتر اسیدی و درختان بیشتری دارد.

Everyday. Refers to wet, muddy land, often forested. Similar to bog but usually less acidic and with more trees. 'Swamp' fits places with trees, 'bog' for mossy grounds.

marshتالاب

روزمره. مناطق تالابی که بیشتر از چمن‌ها تشکیل شده‌اند، نه خزه‌ها. اسیدیته کمتر و آب باز بیشتری نسبت به باتلاق دارند.

Everyday. Wetland dominated by grasses rather than moss. Less acidic than bogs. More open water areas than bogs.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000