bone in the throat

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/boʊn ɪn ðə θroʊt/
noun (اسم)datedplural (جمع): bones in the throat

اسم — مایهٔ آزار مداوم

مایهٔ آزار مداوممانع دردسرساز

مانع یا دردسر ماندگاری که تحمل یا پذیرفتنش دشوار است.

A persistent source of annoyance or an obstacle that is hard to accept.

«آن بند همچنان مانعی آزاردهنده در مذاکرات است.»

That clause remains a bone in the throat of negotiations.

«اختلاف قدیمی دوباره به دردسری ماندگار تبدیل شد.»

The old dispute became a bone in the throat again.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000