boor
شخصی بیادب، بیفرهنگ یا بدرفتار.
A rude, uncouth, or ill-mannered person.
«او در مهمانی شام یک آدم بیادب بود و جوکهای بیمزه میگفت.»
“He was a boor at the dinner party, making crude jokes.”
«اینقدر بیادب نباش، آداب معاشرت را رعایت کن!»
“Don't be such a boor, mind your manners!”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره/غیررسمی. در حالی که دلقک میتواند بیادب یا احمق باشد، 'boor' به طور خاص به رفتارهای بد و بیادبی اشاره دارد بدون اینکه لزوماً کمدی باشد. 'او مثل یک دلقک رفتار میکند تا مردم را بخنداند' درست است، اما 'او یک بیادب است، همیشه حرف دیگران را قطع میکند' به معنای بیادبی است.
Everyday/Informal. While a clown can be crude or silly, 'boor' specifically implies bad manners and rudeness without necessarily being comical. 'He acts like a clown to make people laugh' works, but 'He's a boor, always interrupting others' means rude.
غیررسمی. شبیه به 'boor'، بر رفتار بیادب، دستوپاچلفتی یا پرخاشگرانه، اغلب در مورد یک مرد جوان، تأکید دارد. 'Lout' میتواند به بیادبی فیزیکی بیشتری اشاره کند. 'آن بیادب ناسزا میگفت' درست است، 'اظهارات بیادبانه او همه را رنجاند' درست است.
Informal. Similar to 'boor', emphasizing a rude, clumsy, or aggressive manner, often a young man. 'Lout' can suggest more physical boorishness. 'The lout was shouting obscenities' works, 'His boorish comments offended everyone' works.