بازگشت

boozy

boo·zy/ˈbuːzi/
adjective (صفت)informal
comparative (تفضیلی): booziersuperlative (عالی): booziest
مستی‌آورالکی

دارای حجم زیادی الکل یا بوی الکل؛ مست یا علاقه‌مند به نوشیدن الکل.

Containing or smelling of a lot of alcohol; intoxicated or fond of drinking alcohol.

«بعد از مهمانی کمی بویی از مستی داشت.»

He smelled a bit boozy after the party.

«آن شب رفتن الکی و مستی داشت.»

That was a boozy night out.

تفاوت با واژه‌های مشابه
drunkenمست

غیررسمی. به معنی مست بودن؛ زمانی که درباره افراد است با boozy قابل تعویض است.

Informal. Means intoxicated; interchangeable with boozy when referring to people.

alcoholicالکی

رایج. چیزی که الکل دارد؛ مشابه boozy است.

Common. Describes something with alcohol content; similar to boozy.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000