bowl a googly
عبارت — توپ گولزننده انداختن
در کریکت، توپ را طوری پرتاب کردن که خلاف یک لگبریک معمولی بچرخد.
In cricket, to deliver a ball that spins opposite to a normal leg break.
«توپانداز چرخشی میتواند توپ گولزننده را دقیق پرتاب کند.»
“The spinner can bowl a googly accurately.”
«او در آخرین توپ یک پرتاب گولزننده انجام داد.»
“He bowled a googly on the final ball.”
عبارت — غافلگیر کردن
کسی را با موضوعی غیرمنتظره غافلگیر کردن که واکنش سریع میخواهد.
To surprise someone with something unexpected that requires a quick response.
«آن سؤال واقعاً من را غافلگیر کرد.»
“That question really bowled a googly at me.”
«مهلت ناگهانی تیم را غافلگیر کرد.»
“The sudden deadline bowled the team a googly.”
تفاوت با واژههای مشابه
غیررسمی است. وقتی پرسش یا رویدادی ناگهانی کسی را آمادهنشده گیر میاندازد میتواند جای bowl a googly بیاید، اما استعارهٔ کریکت بریتانیایی را ندارد. در بافتهای امروزی و گستردهتر استفاده میشود.
Informal. It can replace 'bowl a googly' when an unexpected question or event catches someone unprepared, but it lacks the British cricket metaphor. Speakers choose it in broader modern contexts.