بازگشت

boyish

boy·ish/ˈbɔɪɪʃ/
boymale child-ishcharacteristic of / resembling
adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): boyishersuperlative (عالی): boyishest
پسرانهجوان‌نما

دارای ویژگی‌ها یا ظاهر معمول پسران جوان؛ جوان‌نما و کمی نابالغ.

Having qualities or appearance typical of a young boy; youthful and slightly immature.

«او جذابیتی پسرانه دارد که او را محبوب می‌کند.»

He has a boyish charm that makes him popular.

«ظاهر پسرانهٔ بازیگر بسیاری را فریب داد.»

The actor’s boyish looks fooled many.

تفاوت با واژه‌های مشابه
youthfulجوانانه

رایج. معنای مشابه اما کمتر بر جنسیت و نابالغ بودن تأکید دارد؛ برای همه سنین استفاده می‌شود.

Common. Similar meaning but less focused on gender and immaturity; can apply to all ages.

childlikeکودک‌گونه

رایج. تأکید بر معصومیت و سادگی بیشتر از جنسیت یا جوانی دارد.

Common. Emphasizes innocence and simplicity rather than gender or youthfulness.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000