بازگشت

bragger

brag·ger/ˈbræɡər/
bragto boast or show off-erone who performs an action
noun (اسم)common
plural (جمع): braggers
خودنماپرفخر

کسی که با غرور دربارهٔ دستاوردها یا اموال خود حرف می‌زند و خودش را بزرگ‌نمایی می‌کند.

A person who talks proudly about their achievements or possessions.

«او در مورد ماشین جدیدش خیلی خودنما است.»

He is such a bragger about his new car.

«هیچ‌کس از آدمی که دائم لاف می‌زند خوشش نمی‌آید.»

Nobody likes a constant bragger.

تفاوت با واژه‌های مشابه
boasterخودنما

معمولی. در بیشتر بافت‌ها جایگزین bragger می‌شود؛ هر دو به معنای کسی است که فخر می‌فروشد. "Boaster" کمی رسمی‌تر است.

Common. Can replace bragger in most contexts; both mean someone who boasts. 'Boaster' is slightly more formal.

show-offنمایشگر

غیررسمی. معمولاً بار منفی دارد. وقتی بخواهیم تأکید کنیم فرد دنبال جلب توجه است جایگزین bragger می‌شود. «He’s a show-off» رایج است و کلمه محاوره‌ای تر است.

Informal. Often negative. Interchangeable with 'bragger' when emphasizing the desire to attract attention. 'He's a show-off' works; 'show-off' is more colloquial.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000