branch off

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/bræntʃ ɔf/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — جدا شدن

جدا شدنانشعاب گرفتن

از گروه، مسیر یا سازمانی بزرگ‌تر جدا شدن است.

To separate from a larger group, route, or organization.

«نزدیک پل یک جادهٔ باریک جدا می‌شود.»

A narrow road branches off near the bridge.

«دو عضو جدا شدند تا شرکتی راه بیندازند.»

Two members branched off to start a company.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000