branch out

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/bræntʃ aʊt/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — گسترش یافتن

گسترش یافتنوارد حوزه‌های تازه شدن

فعالیت، حوزه یا علاقهٔ خود را به زمینه‌های تازه گسترش دادن است.

To expand into new activities, areas, or interests.

«شرکت وارد فروش اینترنتی شد.»

The company branched out into online sales.

«او می‌خواهد حوزه‌های تازه‌ای را تجربه کند و طراحی یاد بگیرد.»

She wants to branch out and learn design.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000