بازگشت

bread

/brɛd/
1noun (اسم)common
نان

غذای اصلی ساخته شده از مخلوط آرد و آب که معمولاً پخته می‌شود.

A staple food made by baking a mixture of flour and water, often with other ingredients.

«او نان تازه از نانوایی خرید.»

She bought fresh bread from the bakery.

«نان یک غذای معمول برای صبحانه است.»

Bread is a common breakfast food.

تفاوت با واژه‌های مشابه
loafقرص نان

روزمره. به قطعه‌ای شکل داده شده نان اشاره دارد و وقتی درباره نان به طور کلی صحبت می‌کنیم قابل جایگزینی نیست.

Everyday. Refers specifically to a shaped portion of bread, not interchangeable when talking about bread in general—'a loaf of bread' works, but 'I ate some loaf' does not.

متضادها
2noun (اسم)informal
پولدرآمد

پول یا درآمد، به‌ویژه کسب شده از شغل یا کسب‌وکار.

Money or income, especially that earned from a job or business.

«او سخت کار می‌کند تا نان آور زندگی‌اش باشد.»

He works hard to earn his bread.

«بعد از تعطیلی شرکت، درآمدش را از دست داد.»

She lost her bread after the company closed.

تفاوت با واژه‌های مشابه
moneyپول

روزمره. اصطلاح کلی برای پول؛ در محاوره زمانی که به درآمد اشاره دارد تا حدی قابل جایگزینی است.

Everyday. General term for currency; interchangeable in informal contexts when referring to income—'make money' vs. 'earn bread' have subtle differences.

livelihoodمعیشت

رسمی. بیشتر به روش تأمین زندگی اشاره دارد و در گفتار محاوره‌ای به جای bread کمتر استفاده می‌شود.

Formal. Focuses more on the means to sustain oneself, not as interchangeable in casual speech as 'bread'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000