break the wheel

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/breɪk ðə wil/
phrase (عبارت)literary

عبارت — چرخه را شکستن

چرخه را شکستنبه الگوی تکراری پایان دادن

چرخه یا الگوی زیان‌بار و تکرارشونده‌ای را متوقف کردن.

To end a repeating harmful system, pattern, or cycle.

«درمان به او کمک کرد چرخه خشم را بشکند.»

Therapy helped him break the wheel of anger.

«آن‌ها می‌خواهند به چرخه فقر پایان دهند.»

They want to break the wheel of poverty.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000