break the ice

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/breɪk ði aɪs/
phrase (عبارت)common

عبارت — سر صحبت را باز کردن

سر صحبت را باز کردنیخ جمع را آب کردن

در آشنایی اولیه یا موقعیتی معذب، فضا را صمیمی‌تر و راحت‌تر کردن.

To make people feel more relaxed when they first meet or in an awkward situation.

«یک شوخی کمک کرد یخ جمع آب شود.»

A joke helped break the ice.

«او برای باز کردن سر صحبت یک سؤال پرسید.»

She asked a question to break the ice.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000