بازگشت
phrasal verb (فعل عبارتی)common
نفس کشیدن به داخلتنفس کردن
کشیدن هوا به داخل ریهها؛ نفس کشیدن به سمت داخل.
To take air into the lungs by inhaling.
«او نفس عمیقی کشید و به آرامی هوا را داخل داد.»
“She took a deep breath and breathed in slowly.”
«برای بهتر شدن حال، هوای تازه را داخل بکش.»
“Breathe in fresh air to feel better.”
تفاوت با واژههای مشابه
inhale— استنشاق کردن
رسمی. در زمینههای پزشکی و علمی جایگزین breathe in میشود. در گفتار روزمره کمتر استفاده میشود.
Formal. Interchangeable with 'breathe in' especially in medical or scientific contexts, e.g. 'inhale deeply.' Less used in casual speech.