بازگشت

breathe out

/briːð aʊt/
breatheto take air into the lungs and let it outoutmoving away from inside
phrasal verb (فعل عبارتی)common
بازدم کردنهوارا بیرون دادن

هوای داخل ریه‌ها را بیرون دادن هنگام تنفس.

To expel air from the lungs during breathing.

«باید به آرامی بازدم کنی تا آرام شوی.»

You should breathe out slowly to relax.

«بعد از دویدن نفس عمیق کشید و بازدم کرد.»

He breathed out deeply after running.

تفاوت با واژه‌های مشابه
exhaleبازدم کردن

رسمی/علمی. تقریباً همیشه جایگزین breathe out می‌شود و در متون پزشکی یا آموزشی کاربرد دارد.

Formal/scientific. Interchangeable with 'breathe out' in nearly all contexts related to respiration, often used in medical or educational settings.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000