broad brush

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/brɔːd brʌʃ/
phrase (عبارت)common

عبارت — به‌طور کلی

به‌طور کلیبا نگاهی اجمالی

نگاهی کلی که جزئیات ریز را نادیده می‌گیرد؛ معمولاً در عبارت with a broad brush.

A general approach that ignores small details, usually in 'with a broad brush'.

«گزارش مسئله را خیلی کلی ترسیم می‌کند.»

The report paints the issue with a broad brush.

«آدم‌ها را با نگاه کلی و ساده‌انگارانه قضاوت نکن.»

Do not judge people with a broad brush.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000