bronze
آلیاژی سخت و قهوهای مایل به قرمز از مس و قلع که برای ساخت مجسمه، مدال و ابزار استفاده میشود.
A hard, reddish-brown alloy of copper and tin used for making statues, medals, and tools.
«مجسمه از برنز ساخته شده است.»
“The statue is made of bronze.”
«برنز قرنها در هنر استفاده شده است.»
“Bronze has been used for centuries in art.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. اصطلاح کلی برای فلزات ترکیبی است — برنز آلیاژ خاصی است.
Common. A general term for metals combined to form a new material — 'bronze' is a specific alloy.
ساخته شده از برنز یا مربوط به رنگ یا جنس آن.
Made of or relating to bronze material, especially in color or composition.
«او یک گردنبند برنزی به گردن داشت.»
“She wore a bronze necklace.”
«مجسمه پوشش زیبای برنزی دارد.»
“The statue has a beautiful bronze finish.”
تفاوت با واژههای مشابه
غیررسمی. رنگی مشابه برنز اما صرفاً رنگ، نه آلیاژ.
Informal. Describes a color similar to bronze but not specifically the alloy.