بازگشت

bronze

/brɒnz/
1noun (اسم)common
برنزآلیاژ برنز

آلیاژی سخت و قهوه‌ای مایل به قرمز از مس و قلع که برای ساخت مجسمه، مدال و ابزار استفاده می‌شود.

A hard, reddish-brown alloy of copper and tin used for making statues, medals, and tools.

«مجسمه از برنز ساخته شده است.»

The statue is made of bronze.

«برنز قرن‌ها در هنر استفاده شده است.»

Bronze has been used for centuries in art.

تفاوت با واژه‌های مشابه
alloyآلیاژ

رایج. اصطلاح کلی برای فلزات ترکیبی است — برنز آلیاژ خاصی است.

Common. A general term for metals combined to form a new material — 'bronze' is a specific alloy.

2adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): more bronzesuperlative (عالی): most bronze
برنزیاز جنس برنز

ساخته شده از برنز یا مربوط به رنگ یا جنس آن.

Made of or relating to bronze material, especially in color or composition.

«او یک گردنبند برنزی به گردن داشت.»

She wore a bronze necklace.

«مجسمه پوشش زیبای برنزی دارد.»

The statue has a beautiful bronze finish.

تفاوت با واژه‌های مشابه
copperyمسی رنگ

غیررسمی. رنگی مشابه برنز اما صرفاً رنگ، نه آلیاژ.

Informal. Describes a color similar to bronze but not specifically the alloy.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000