buck off

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/bʌk ɔf/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — سوار را پرت کردن

سوار را پرت کردنبا جفتک سوار را انداختن

با جفتک‌انداختن، سوار را از روی خود پرت کردن است.

to throw a rider off by bucking

«اسب با جفتک‌انداختن سوارش را پرت کرد.»

The horse bucked off its rider.

«آن پونی دو بار او را از روی خود پرت کرد.»

That pony bucked him off twice.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000