بازگشت

budget

budg·et/ˈbʌdʒɪt/
budg-to move or push-etsmall or diminutive
1noun (اسم)common
plural (جمع): budgets
بودجهبرنامه مالی

برنامه‌ای برای مدیریت درآمدها و هزینه‌ها در یک بازه زمانی مشخص.

A plan for managing income and expenses over a certain period.

«ما باید این ماه به بودجه پایبند باشیم.»

We need to stick to the budget this month.

«دولت دیروز بودجه سالانه را اعلام کرد.»

The government announced the annual budget yesterday.

متضادها
2verb (فعل)common
past (گذشته): budgetedpast participle (مفعولی): budgeted-ing (حال): budgeting3rd (سوم): budgets
بودجه‌بندی کردنتخصیص دادن

برنامه‌ریزی یا تخصیص مقدار مشخصی پول برای هدفی خاص.

To plan or allocate a specific amount of money for a particular purpose.

«باید برای تعطیلات با دقت بودجه‌بندی کنیم.»

We need to budget carefully for our vacation.

«آن‌ها ۵۰۰ دلار برای لوازم اداری بودجه تخصیص دادند.»

They budgeted $500 for office supplies.

تفاوت با واژه‌های مشابه
allocateتخصیص دادن

رسمی. معمولاً در زمینه تخصیص بودجه قابل جایگزینی است.

Formal. Often interchangeable with 'budget' when talking about assigning funds.

planبرنامه‌ریزی کردن

کلمه عمومی. وقتی درباره برنامه‌ریزی مالی کلی صحبت می‌شود جایگزین می‌شود اما کمتر خاص است.

General term. Can replace 'budget' when referring to financial planning broadly, but less specific.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000