call up

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/kɔl ʌp/
1phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — تلفن کردن

تلفن کردن

یعنی به کسی تلفن کردن.

To telephone someone.

«وقتی رسیدی به من زنگ بزن.»

Call me up when you arrive.

«او به برادرش تلفن کرد.»

She called up her brother.

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — فراخواندن

فراخواندناحضار کردن

یعنی کسی را برای خدمت، وظیفه یا شرکت در کاری احضار یا فراخواندن.

To summon someone for service, duty, or participation.

«ارتش نیروهای ذخیره را فراخواند.»

The army called up reservists.

«او را به تیم اصلی فراخواندند.»

They called her up to the main team.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000