1verb (فعل)commonpast (گذشته): calledpast participle (مفعولی): called-ing (حال): calling3rd (سوم): calls
فعل — صدا کرد
صدا کردفریاد زد
زمان گذشته ساده و اسم مفعول فعل 'call'، به معنای فریاد زدن یا با صدای بلند صدا کردن.
Past simple and past participle of 'call', meaning to utter a loud cry or shout.
«وقتی افتاد، کمک خواست.»
“She called for help when she fell.”
«معلم اسم او را صدا زد.»
“The teacher called out his name.”
تفاوت با واژههای مشابه
shouted— فریاد زد (روزمره. تأکید بر صدای بلند و رسا. کاملاً در معنای 'با صدای بلند صدا کردن' قابل تعویض است: 'He shouted her name.' بجای 'He called her name loudly.')
2verb (فعل)commonpast (گذشته): calledpast participle (مفعولی): called-ing (حال): calling3rd (سوم): calls
فعل — نامید
نامیدخوانده شد
زمان گذشته ساده و اسم مفعول فعل 'call'، به معنای نامیدن یا ارجاع دادن به کسی یا چیزی با نامی خاص.
Past simple and past participle of 'call', meaning to name or refer to someone or something by a particular name.
«پروژه جدید 'ققنوس' نامیده شد.»
“The new project was called 'Phoenix'.”
«او به دفتر مدیر احضار شد.»
“He was called to the principal's office.”
تفاوت با واژههای مشابه
named— نامید (روزمره. کاملاً در معنای 'اسم گذاشتن' یا 'به نام چیزی خواندن' قابل تعویض است: 'They named their son John.' بجای 'They called their son John.')
christened— غسل تعمید داد، نامگذاری کرد (رسمی/مذهبی. به معنای نامگذاری در مراسم غسل تعمید است. نمیتواند جایگزین 'called' در همه بافتها شود: 'He was christened John at birth.' اما 'His friends called him Johnny'.)