candy

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

can·dy/ˈkændi/
1noun (اسم)commonplural (جمع): candies

اسم — شیرینی

شیرینیآبنبات

خوراکی شیرین که معمولاً از شکر، شکلات، میوه پوشیده شده با شکر یا آبنبات‌های جوشیدنی تهیه می‌شود.

Sweet foods like chocolate, sugar-coated fruits, or boiled sweets, often made primarily of sugar.

«بچه یک تکه آبنبات خواست.»

The child asked for a piece of candy.

«او یک کیسه آبنبات‌های مختلف خرید.»

She bought a bag of different candies.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sweetشیرینی‌جات (بریتانیایی برای آبنبات/شکلات) یا شیرین‌کام کردن (مجازی) یا مزه شیرین (صفت) یا دسر (پس از غذا). در زمینه آبنبات به عنوان اسم و معادل 'candy' بیشتر در انگلیسی بریتانیایی استفاده می‌شود و در فارسی به همان آبنبات یا شیرینی‌جات ترجمه می‌شود. معانی دیگر آن مانند 'sweet potato' (سیب‌زمینی شیرین) یا 'sweet success' (موفقیت شیرین) یا 'sweet of you to help' (مهربانی از شما که کمک کردید) متفاوت است و جایگزین 'candy' به عنوان آبنبات یا شیرینی نمی‌شوند، و در اینجا فقط به معنی آبنبات یا شیرینی‌جات می‌پردازیم که در انگلیسی بریتانیایی معادل 'candy' در انگلیسی آمریکایی است و به عنوان یک خوراکی شیرین و آماده کاربرد دارد. در نتیجه در این صورت،
confectionشیرینی‌جات
2verb (فعل)technicalpast (گذشته): candiedpast participle (مفعولی): candied-ing (حال): candying3rd (سوم): candies

فعل — قندآب کردن

قندآب کردنشکرپوش کردن

چیزی را با شکر یا شربت قند پوشاندن یا در شکر و شربت حفظ کردن.

To preserve or coat with sugar or syrup.

«او تصمیم گرفت میوه را برای دسر قندآب کند.»

She decided to candy the fruit for the dessert.

«زنجبیل قندآب شده یک خوراکی محبوب است.»

Candied ginger is a popular treat.

تفاوت با واژه‌های مشابه
glazeلعاب دادن

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000