دارای طعم شکر یا عسل؛ شیرین (برخلاف ترش، تلخ یا شور).
Having a taste characteristic of sugar or honey; not sour, bitter, or salty.
«کیک به طرز خوشمزهای شیرین بود.»
“The cake was deliciously sweet.”
«او شراب شیرین را به خشک ترجیح میدهد.»
“She prefers sweet wine over dry.”
تفاوت با واژههای مشابه
sugary— شیرینشده با شکر/شکری (بیش از حد معمول شیرین شده با شکر و بعضا مصنوعی). این کلمه به شیرینی حاصل از شکر اشاره دارد و معمولاً برای غذاهایی استفاده میشود که مقدار زیادی شکر در آنها به کار رفته است. در برخی موارد میتواند با 'sweet' جایگزین شود، به خصوص اگر بخواهیم بر مصنوعی یا زیاد بودن شیرینی تأکید کنیم. 'This tea is too sugary' (این چای زیادی شکری است) در حالی که 'This tea is sweet' (این چای شیرین است) میتواند به میزان نرمال شیرینی اشاره کند. اما 'She has a sugary personality' (او شخصیتی شیرین دارد) در این کاربرد جایگزین 'sweet' نیست و بیشتر به معنی چاپلوسی یا مصنوعی بودن است. این کلمه بیشتر در بافت روزمره استفاده میشود و معمولا در مورد غذاها به کار میرود. 'Sweet dreams' با 'sugary dreams' جایگزین نمیشود. 'Sweet fruit' به معنای میوه شیرین و طبیعی است در حالی که 'sugary fruit' میتواند به معنی میوه شکرپوش یا بسیار شیرین شده با شکر باشد. برای این کاربرد، sugary فقط در بافت غذاهای شیرین به کار میرود و نه در بافتهای دیگر مانند بو یا شخصیت. 'Sugary drinks' (نوشیدنی های شکردار) در مقابل 'sweet drinks' (نوشیدنی های شیرین). کلمه 'sugary' یک حس اضافه بودن و مصنوعی بودن شکر را هم منتقل میکند. گاهی وقتها به معنای خیلی شیرین هم هست. 'The cake was too sugary' (کیک بیش از حد شیرین بود). 'Sweet' به معنای طبیعی و خوشایند شیرین است، در حالی که 'sugary' می تواند به شیرینی مصنوعی، بیش از حد، یا حاوی مقدار زیادی شکر اشاره کند. بنابراین در تمام بافتها جایگزین 'sweet' نیست. مثلاً در مورد میوه، 'sweet fruit' به معنای میوه شیرین و خوشمزه است، اما 'sugary fruit' میتواند به میوهای اشاره کند که با شکر پوشانده شده یا طعم شیرینی آن غیرطبیعی است. یا در مورد شخصیت، 'sweet person' (شخص مهربان و دوستداشتنی) کاملاً متفاوت از 'sugary person' (شخص چاپلوس یا تملقگو) است. بنابراین، تنها در بافت طعم و غذاهای حاوی شکر میتواند با 'sweet' همپوشانی داشته باشد و در آنجا نیز تفاوتهای ظریفی در معنا دارند. بیشتر اوقات
honeyed— عسلین، شبیه عسل، شیرین مثل عسل. این کلمه رسمیتر و ادبیتر است و اغلب برای توصیف طعمی مشابه عسل یا کیفیتی دلنشین و شیرین (مانند 'honeyed words' به معنای کلمات شیرین و چاپلوسانه) به کار میرود. به ندرت در مکالمات روزمره برای توصیف طعم عمومی غذا استفاده میشود و بیشتر حس شیرینی طبیعی و مطلوب را منتقل میکند، اما نه به گستردگی 'sweet'. مثلاً 'honeyed tea' (چای شیرین شده با عسل) به جای 'sweet tea' (چای شیرین به طور کلی) استفاده میشود. 'Sweet' می تواند در طیف وسیعی از مواد غذایی به کار رود، اما 'honeyed' عمدتاً به عسل یا چیزی که طعم عسل دارد اشاره دارد و نه برای بیان شیرینی یک کیک یا شکلات. 'Honeyed' برای طعم یا صداهای دلنشین اما با یک بار معنایی خاص استفاده میشود. 'Sweet' طیف وسیعتری دارد. بنابراین در تمامی بافتها جایگزین نیست. 'Honeyed words' (کلمات دلنشین و چاپلوسانه) کاملا متفاوت از 'sweet words' (کلمات محبتآمیز) است. در بافت طعم، 'honeyed' بیشتر به طعم طبیعی یا با عسل شیرین شده اشاره دارد و معمولاً به عنوان مترادف عمومی برای 'sweet' به کار نمیرود.
دلپذیر، خوشایند، یا دوستداشتنی به صورت کلی، اغلب باعث ایجاد حس خوشحالی میشود.
Pleasant, charming, or delightful in a general sense, often causing a feeling of happiness.
«آن حرکت او خیلی دلپذیر بود.»
“That was a sweet gesture from him.”
«دیشب چه خواب شیرینی دیدم!»
“What a sweet dream I had last night!”
تفاوت با واژههای مشابه
lovely— دوستداشتنی، زیبا، دلپذیر. این کلمه روزمره است و میتواند برای توصیف ظاهر، احساسات یا موقعیتها به کار رود. در برخی موارد، 'lovely' و 'sweet' قابل جایگزینی هستند، اما 'lovely' بیشتر به جذابیت بصری یا کلی یک چیز اشاره دارد، در حالی که 'sweet' بیشتر به کیفیتی مهربان، دوستداشتنی یا دلنشین اشاره میکند. مثلاً 'What a lovely day!' (چه روز دوستداشتنیای!) میتواند به جای 'What a sweet day!' به کار رود. اما 'a lovely person' (شخص دوستداشتنی/جذاب) میتواند با 'a sweet person' (شخص مهربان/دوستداشتنی) جایگزین شود، هرچند 'sweet' در اینجا بیشتر بر مهربانی و دلسوزی تأکید دارد. 'Lovely' طیف وسیعتری از زیبایی و جذابیت را پوشش میدهد. این کلمه در بافتهای روزمره و غیررسمی کاربرد دارد.
charming— جذاب، دلربا، فریبنده. این کلمه روزمره است و برای توصیف فرد یا چیزی استفاده میشود که دارای ویژگیهای دلنشین و جذابی است که باعث جلب توجه و علاقه میشود. 'Charming' اغلب به یک کیفیت فعال در جذب دیگران اشاره دارد، در حالی که 'sweet' بیشتر به یک کیفیت ذاتی مهربانی یا دلنشینی است. مثلاً 'a charming smile' (یک لبخند جذاب) میتواند شبیه 'a sweet smile' (یک لبخند مهربان) باشد اما معنای دقیقاً یکسانی ندارد. 'He is a charming host' (او میزبان جذابی است) را نمیتوان به 'He is a sweet host' تغییر داد، زیرا 'sweet' در اینجا معنای دیگری از مهربانی و خونگرمی را میدهد. 'Charming' بیشتر بر قدرت جذب و فریبندگی تأکید دارد. بنابراین در تمامی بافتها جایگزین نیست.
Emitting a pleasant, fresh, or fragrant smell; or making a pleasing sound.
«عطر خوش گل رز هوا را پر کرده بود.»
“The sweet scent of roses filled the air.”
«آواز دلنشین پرندهای را شنیدم.»
“I heard the sweet song of a bird.”
تفاوت با واژههای مشابه
fragrant— خوشبو، معطر. این کلمه روزمره است و به طور خاص برای توصیف بوهای دلپذیر به کار میرود. 'The flowers are fragrant' (گلها خوشبو هستند) کاملاً معادل 'The flowers are sweet' (گلها بوی خوشی دارند) است. 'Fragrant' معمولاً حس بوی قویتر و مشخصتری را منتقل میکند. این کلمه در بافت بو جایگزین مناسبی برای 'sweet' است، اما در بافت صدا یا طعم کاربردی ندارد. 'Sweet' طیف وسیعتری از کاربردها را پوشش میدهد، اما 'fragrant' فقط به بو اختصاص دارد. بنابراین در تمامی بافتها جایگزین نیست و تنها در مورد بو همپوشانی دارد.
melodious— خوشآهنگ، آهنگین، دلنشین. این کلمه روزمره است و به طور خاص برای توصیف صداهای دلپذیر و دارای ملودی به کار میرود. 'A melodious tune' (یک آهنگ خوشآهنگ) کاملاً مشابه 'a sweet tune' (یک آهنگ دلنشین) است. 'Melodious' بر کیفیت موسیقیایی صدا تأکید دارد. این کلمه در بافت صدا جایگزین مناسبی برای 'sweet' است، اما در بافت بو یا طعم کاربردی ندارد. 'Sweet' طیف وسیعتری از کاربردها را پوشش میدهد، اما 'melodious' فقط به صدا اختصاص دارد. بنابراین در تمامی بافتها جایگزین نیست و تنها در مورد صدا همپوشانی دارد.
(در مورد شخص یا خصوصیات او) مهربان، دوستداشتنی و ملایم.
(Of a person or their disposition) pleasant, kind, and gentle.
«او چنین دختر مهربانی دارد.»
“She has such a sweet daughter.”
«او همیشه با همه با مهربانی حرف میزد.»
“He always had a sweet word for everyone.”
تفاوت با واژههای مشابه
kind— مهربان، باملاحظه، دلسوز. این کلمه روزمره است و برای توصیف افراد با رفتارهای خوب و مهربان استفاده میشود. 'A kind person' (یک شخص مهربان) و 'a sweet person' (یک شخص مهربان/دوستداشتنی) اغلب قابل جایگزینی هستند، اما 'sweet' ممکن است بار معنایی لطافت و دلنشینی بیشتری را منتقل کند، در حالی که 'kind' بیشتر بر جنبه عملی مهربانی و کمک کردن تأکید دارد. 'She is always kind to animals' (او همیشه با حیوانات مهربان است) کاملاً معادل 'She is always sweet to animals' نیست، زیرا 'sweet' در اینجا ممکن است حس رفتار لطیف و نوازشگرانه را هم بدهد. این کلمه در بافت توصیف شخصیت و رفتار جایگزین مناسبی برای 'sweet' است اما تفاوتهای ظریفی دارند. در بافتهای دیگر (طعم، بو، صدا) قابل جایگزینی نیست.
gentle— ملایم، آرام، لطیف. این کلمه روزمره است و برای توصیف رفتار، لمس، یا شخصیتی که آرام، نرم و بدون خشونت است به کار میرود. 'A gentle touch' (یک لمس ملایم) میتواند شبیه 'a sweet touch' باشد (اگر 'sweet' به معنای لطیف باشد). 'He has a gentle nature' (او طبیعتی ملایم دارد) بسیار نزدیک به 'He has a sweet nature' است. 'Gentle' بیشتر بر عدم خشونت و آرامش تأکید دارد، در حالی که 'sweet' بر مهربانی و دلنشینی کلی. این کلمه در بافت توصیف شخصیت و رفتار (به ویژه رفتار آرام و نرم) جایگزین مناسبی برای 'sweet' است، اما در تمام موارد جایگزین نیست. در بافتهای دیگر (طعم، بو، صدا) کاربردی ندارد.
(در مورد آب) شور نباشد؛ تازه و قابل آشامیدن (آب شیرین).
(Of water) not salty; fresh.
«ما منبع آب شیرین در صحرا پیدا کردیم.»
“We found a source of sweet water in the desert.”
«اکثر رودخانهها حاوی آب شیرین هستند.»
“Most rivers contain sweet water.”
تفاوت با واژههای مشابه
fresh— تازه، شیرین (آب). این کلمه فنی و روزمره است. 'Fresh water' (آب شیرین) اصطلاح رایجتر و شناختهشدهتری است تا 'sweet water' در انگلیسی امروزی برای توصیف آب آشامیدنی. هر دو به آبی اشاره دارند که شور نیست. در زمینه منابع آب و محیط زیست، 'fresh water' تقریباً همیشه استفاده میشود. مثلاً 'We need to conserve fresh water' (ما باید آب شیرین را حفظ کنیم). استفاده از 'sweet water' ممکن است کمی قدیمیتر یا منطقهای باشد، اما در این بافت معنای مشابهی دارد. با این حال، 'fresh' کاربردهای بسیار گستردهتری دارد (مثل 'fresh bread', 'fresh air') که 'sweet' در این بافتها جایگزین نیست. بنابراین، تنها در بافت آب و عدم شور بودن آن همپوشانی دارند.
(معمولاً جمع) یک تکه کوچک شیرینی یا آبنبات که از شکر یا شکلات درست شده است؛ آبنبات.
(often plural) A small piece of confectionery made of sugar or chocolate; a candy.
«بچهها عاشق خوردن آبنبات هستند.»
“The children love eating sweets.”
«او یک کیسه آبنبات مخلوط خرید.»
“She bought a bag of assorted sweets.”
تفاوت با واژههای مشابه
candy— آبنبات، شیرینی (به طور کلی). این کلمه روزمره است و عمدتاً در انگلیسی آمریکایی برای توصیف آبنبات یا شیرینیهای کوچک استفاده میشود. در انگلیسی بریتانیایی، 'sweets' و 'candy' میتوانند در این معنا قابل جایگزینی باشند، اگرچه 'sweets' رایجتر است. 'Children love candy' (بچهها آبنبات دوست دارند) کاملاً معادل 'Children love sweets' است. با این حال، 'candy' معمولاً برای شیرینیهای کوچک و جداگانه استفاده میشود، در حالی که 'sweets' میتواند به طیف وسیعتری از شیرینیجات اشاره کند. در این بافت، 'candy' جایگزین کاملاً مناسبی برای 'sweets' است، اما تفاوتهای منطقهای در کاربرد دارند. 'Candy' نمیتواند به معنای 'dessert course' (دسر) باشد که یکی دیگر از معانی 'sweet' است. بنابراین در تمام بافتها جایگزین نیست و تنها در معنای آبنبات و شیرینیهای کوچک همپوشانی دارد. همچنین، 'candy' میتواند به طور کلی به انواع شیرینیجات قندی اشاره کند و نه فقط آبنبات.
confectionery— شیرینیجات، قنادی. این کلمه رسمی/فنی است و یک اصطلاح کلیتر برای انواع شیرینیجات شامل کیک، شیرینی، آبنبات و شکلات است. معمولاً برای اشاره به یک تکه شیرینی یا آبنبات استفاده نمیشود، بلکه به دستهای از این محصولات اطلاق میگردد. مثلاً 'The confectionery section of the store' (بخش شیرینیجات فروشگاه). این کلمه نمیتواند جایگزین 'sweet' برای اشاره به یک آبنبات یا دسر خاص باشد. 'Confectionery' بیشتر در زمینههای تجاری یا تولیدی استفاده میشود و نه در مکالمات روزمره برای درخواست یک 'sweet'. بنابراین، در هیچ بافتی به طور مستقیم جایگزین 'sweet' به معنای آبنبات نیست و کاربرد بسیار متفاوتی دارد.
7noun (اسم)common
این معنی نسبتاً رایج است
دسر
(در انگلیسی بریتانیایی) دسر یا قسمت پایانی غذا که معمولاً شیرین است.
(British English) The dessert course of a meal.
«بعد از شام دسر میل دارید؟»
“Would you like sweet after dinner?”
«دسر مورد علاقه من کرم سیب است.»
“My favorite sweet is apple crumble.”
تفاوت با واژههای مشابه
dessert— دسر، شیرینی پایانی غذا. این کلمه روزمره است و در انگلیسی آمریکایی و همچنین در بسیاری از نقاط دنیا به معنای غذای شیرین پایانی یک وعده غذایی استفاده میشود. در انگلیسی بریتانیایی، 'sweet' و 'dessert' در این بافت کاملاً قابل جایگزینی هستند. مثلاً 'What's for dessert?' (دسر چی داریم؟) و 'What's for sweet?' (در بریتانیایی) کاملاً معادل هستند. 'Dessert' جهانیتر است و در تمامی بافتها (رسمی و غیررسمی) استفاده میشود. 'Sweet' در این معنا عمدتاً در انگلیسی بریتانیایی رایج است. 'Dessert' در تمامی بافتها جایگزین مناسبی برای 'sweet' به معنای دسر است.