catch sight of
/kætʃ saɪt əv/
phrase (عبارت)common
عبارت — چشمش به چیزی افتادن
چشمش به چیزی افتادنناگهان دیدن
کسی یا چیزی را ناگهان یا برای لحظهای دیدن.
To see someone or something briefly or unexpectedly.
«او را در میان جمعیت دیدم.»
“I caught sight of her in the crowd.”
«کنار جاده چشممان به یک گوزن افتاد.»
“We caught sight of a deer by the road.”