chomp

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/tʃɒmp/
verb (فعل)informalpast (گذشته): chompedpast participle (مفعولی): chomped-ing (حال): chomping3rd (سوم): chomps

فعل — جویدن با صدای بلند

جویدن با صدای بلندگاز گرفتن محکم

با صدای بلند و محکم چیزی را گاز گرفتن یا جویدن.

To bite down on something noisily and with force.

«او با اشتیاق روی سیب ترد گاز زد.»

He chomped eagerly on the crunchy apple.

«سگ با صدای بلند روی استخوانش گاز زد.»

The dog chomped loudly on its bone.

تفاوت با واژه‌های مشابه
munchجویدن

غیررسمی. مشابه chomp ولی بیشتر به جویدن پیوسته اشاره دارد تا گاز گرفتن بلند و محکم.

Informal. Similar to 'chomp' but often implies chewing steadily rather than noisy biting. 'Chomp' emphasizes the loud, forceful bite.

biteگاز گرفتن

رایج. اصطلاح عام برای بریدن یا نگه داشتن با دندان‌ها؛ chomp گاز گرفتن پر سر و صداتر است.

Common. General term for cutting or gripping with teeth; 'chomp' is a more vivid, noisy biting.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000