citified

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

cit·i·fied/ˈsɪtəˌfaɪd/
cityurban area-fiedmade or become
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more citifiedsuperlative (عالی): most citified

صفت — شهری شده

شهری شدهشهرنشین

دارای خصوصیات و ویژگی‌های شهری؛ شهرنشین شده.

Having the qualities or characteristics of a city; urbanized.

«این شهرک در طی سال‌ها بسیار شهری شده است.»

The town has become very citified over the years.

«مناطق شهرنشین معمولاً امکانات بیشتری دارند.»

Citified areas often have more amenities.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000