بازگشت

citizens

cit·i·zens/ˈsɪt̬.ɪ.zənz/
noun (اسم)common
plural (جمع): citizens
شهروندان

افرادی که طبق قانون متعلق به یک کشور هستند و حقوق و وظایفی دارند

People who legally belong to a country and have rights and duties there

«شهروندان حق رای دارند.»

Citizens have the right to vote.

«دولت از شهروندان خود محافظت می‌کند.»

The government protects its citizens.

تفاوت با واژه‌های مشابه
residentsساکنان

ساکنان کلی یک مکان، ممکن است شهروند قانونی نباشند.

General inhabitants, may not have legal citizenship.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000