بازگشت

cleanliness

clean·li·ness/ˈklinlinəs/
cleanfree from dirt-linessstate or quality
noun (اسم)common
تمیزیپاکیزگی

حالت یا کیفیت تمیز بودن و عاری از آلودگی.

The state or quality of being clean and free from dirt.

«تمیزی برای سلامتی مهم است.»

Cleanliness is important for health.

«او به پاکیزگی خانه‌اش افتخار می‌کرد.»

She took pride in the cleanliness of her home.

تفاوت با واژه‌های مشابه
neatnessنظم

معمولی. کیفیت منظم و مرتب بودن، مرتبط با تمیزی اما متفاوت.

Common. The quality of being tidy and orderly, related but distinct from cleanliness.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000