clog
مسدود کردن یا مسدود شدن به گونهای که حرکت دشوار یا ناممکن شود.
To block or become blocked, making movement difficult or impossible.
«برگها پس از طوفان کانالها را گرفتند.»
“Leaves clogged the drains after the storm.”
«سینک گرفتگی دارد و آب تخلیه نمیشود.»
“The sink is clogged and won’t drain.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. اغلب قابل تعویض؛ clog بیشتر به معانی مسدود شدن کامل اشاره دارد.
Common. Often used interchangeably; 'clog' implies more thorough blockage.
متضادها
چیزی که راه را مسدود میکند، مانند توده ضخیم و ایجاد انسداد.
Something that blocks a passage, such as thick mass causing blockage.
«در لوله گرفتگی وجود داشت.»
“There was a clog in the pipe.”
«مو باعث انسداد در خروجی دوش شد.»
“Hair caused a clog in the shower drain.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. به هر جسم یا مادهای که راه را سد کند اشاره دارد.
Common. Refers to any object or mass blocking passageways.