بازگشت

clumsiness

clum·si·ness/ˈklʌm.zi.nəs/
clumsyawkward in movement or manner-nessstate or quality
noun (اسم)common
دست و پاچلفتی بودنناهماهنگی حرکتی

حالت یا ویژگی دست و پاچلفتی بودن یا ناهماهنگ بودن در حرکت یا عمل.

The quality or state of being awkward or uncoordinated in movement or action.

«دست و پاچلفتی‌اش باعث شد گلدان را واژگون کند.»

Her clumsiness made her knock over the vase.

«او برای دست و پاچلفتی‌اش در طول رقص عذرخواهی کرد.»

He apologized for his clumsiness during the dance.

تفاوت با واژه‌های مشابه
awkwardnessناهنجاری

متداول. اکثر مواقع می‌تواند جایگزین clumsiness شود به معنای نداشتن ظرافت، اما ممکن است به ناراحتی اجتماعی هم اشاره کند که clumsiness معمولاً ندارد.

Common. Can replace clumsiness in most contexts implying lack of grace, but can also refer to social discomfort which clumsiness usually does not.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000