بازگشت

coerce

co·erce/kəʊˈɜːrs/
co-together, withercecompel, force
verb (فعل)formal
past (گذشته): coercedpast participle (مفعولی): coerced-ing (حال): coercing3rd (سوم): coerces
وادار کردنزور گفتنتحمیل کردن

وادار کردن کسی به انجام کاری برخلاف خواسته‌اش با تهدید یا فشار.

To force someone to do something against their will, using threats or pressure.

«آن‌ها با زور او را وادار به امضای قرارداد کردند.»

They coerced him into signing the contract.

«او مجبور شد اعتراف به جرم کند.»

She was coerced to confess the crime.

تفاوت با واژه‌های مشابه
compelوادار کردن

رسمی. وقتی منظور اجبار یا الزام است می‌تواند جایگزین coerce شود، مثل 'وادار به عمل کردن'. کمتر به تهدید مربوط است.

Formal. Can replace 'coerce' when implying force or obligation, e.g. 'compelled to act'. Less about threats and more about obligation.

forceزور گفتن

روزمره. در بسیاری از موارد جایگزین می‌شود اما force کلی‌تر است و ممکن است به زور جسمی هم اشاره کند، در حالی که coerce فشار روانی یا قانونی است.

Everyday. Interchangeable in many contexts but 'force' is more general and can mean physical strength, while 'coerce' implies psychological or legal pressure.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000