come to a pretty pass

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

come to a pret·ty pass/kʌm tu ə ˈprɪti pæs/
phrase (عبارت)dated

عبارت — کار به جای باریک کشیدن

کار به جای باریک کشیدنبه وضع بدی رسیدن

کار به وضع بد یا شرم‌آوری کشیده شدن.

to reach a bad or embarrassing state of affairs

«کار به جای باریکی کشیده است.»

Things have come to a pretty pass.

«شهر پس از کاهش‌ها به وضع بدی افتاد.»

The town came to a pretty pass after the cuts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000