commonly associated (with)

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

com·mon·ly as·so·ci·at·ed (with)/ˈkɒmənli əˈsəʊsieɪtɪd wɪð/
phrase (عبارت)common

عبارت — معمولاً مرتبط با

معمولاً مرتبط بااغلب همراهِ

معمولاً در ذهن مردم با چیز یا مفهوم مشخصی پیوند خورده است.

Usually connected in people's minds with a particular thing or idea.

«رنگ آبی معمولاً با آرامش مرتبط است.»

Blue is commonly associated with calmness.

«این غذا معمولاً یادآور تابستان است.»

This dish is commonly associated with summer.

تفاوت با واژه‌های مشابه
linkedمرتبط

روزمره. برای ارتباط کلی به کار می‌رود، اما شاید تداعیِ شناخته‌شده را نرساند. برای ارتباط واقعی به کار می‌رود.

Everyday. It works for a general connection, but may not imply a familiar association. Choose it for a factual connection.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000