بازگشت

compassion

com·pas·sion/kəmˈpæʃən/
noun (اسم)common
دلسوزیهمدردی

دلسوزی و نگرانی همدلانه برای رنج یا مشکلات دیگران با تمایل به کمک.

Sympathetic concern for the suffering or misfortune of others, with a desire to help.

«او دلسوزی فراوانی نسبت به بی‌خانمان‌ها نشان داد.»

She showed great compassion to the homeless.

«دلسوزی در مراقبت‌های بهداشتی مهم است.»

Compassion is important in healthcare.

تفاوت با واژه‌های مشابه
empathyهمدلی

رایج. احساس و درک احساسات دیگری؛ مشابه است اما دلسوزی تمایل به کمک را برمی‌کشد.

Common. Feeling and understanding another’s emotion; similar but compassion emphasizes desire to help.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000