compliantly

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

com·pli·ant·ly/kəmˈplaɪəntli/
com-with, togetherplibend-antperforming an action-lyin a specified manner
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): compliantposition (جایگاه): end

قید — مطيعانه

مطيعانهفرمانبردارانهانعطاف‌پذیرانه

به شیوه‌ای مطیع یا فرمانبردار؛ به آسانی تسلیم شدن به دیگران.

In a manner that is obedient or submissive; readily yielding to others.

«نرم‌افزار بدون هیچ مشکلی به طور مطیعانه به روز شد.»

The software updated compliantly without any issues.

«او فرمانبردارانه به تمام خواسته‌های آنها پاسخ داد.»

He responded compliantly to all their demands.

تفاوت با واژه‌های مشابه
obedientlyبا اطاعت

مترادف مستقیم. بر پیروی از قوانین یا دستورات تأکید دارد. در بیشتر بافت‌ها که به پیروی از قدرت یا دستورالعمل‌ها اشاره دارد، با 'compliantly' قابل جایگزینی است. 'او با اطاعت از دستورات پیروی کرد' درست است. 'او فرمانبردارانه از دستورات پیروی کرد' نیز درست است.

Direct synonym. Emphasizes following rules or commands. Largely interchangeable with 'compliantly' when referring to adherence to authority or instructions. 'She obediently followed the instructions' works. 'She compliantly followed the instructions' also works.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000