components

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

com·po·nents/kəmˈpoʊ.nənts/
noun (اسم)commonplural (جمع): components

اسم — قطعات

قطعاتاجزاء

قسمت‌ها یا عناصر تشکیل‌دهنده یک سیستم یا ماشین کامل.

Parts or elements that combine to form a whole system or machine.

«آن ماشین قطعات زیادی دارد.»

The machine has many components.

«باید قطعات آسیب‌دیده را تعویض کنیم.»

We need to replace damaged components.

تفاوت با واژه‌های مشابه
partsقطعات

رایج و عمومی؛ معمولاً قابل تعویض است.

Common and general; same meaning, often interchangeable.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000