بازگشت

parts

/pɑːrts/
parta piece or segment of something-splural suffix
1noun (اسم)common
plural (جمع): parts
قطعاتبخش‌هااجزا

جمع 'part'. قطعات، اجزا یا بخش‌هایی که با هم یک کل را تشکیل می‌دهند.

Plural of 'part'. Pieces, components, or sections that together constitute a whole.

«او قطعات یدکی برای ماشینش سفارش داد.»

He ordered spare parts for his car.

«نمایش سه بخش دارد.»

The play has three parts.

تفاوت با واژه‌های مشابه
componentsاجزا

رسمی/فنی. به یک جزء تشکیل‌دهنده از یک کل بزرگتر، به ویژه بخشی از یک ماشین یا سیستم اشاره دارد. 'Components' رسمی‌تر است و اغلب دلالت بر ضرورت عملکردی دارد. 'اجزای موتور' مانند 'قطعات موتور' عمل می‌کند.

Formal/technical. Refers to a constituent part of a larger whole, especially a part of a machine or system. 'Components' is more formal and often implies functional necessity. 'Engine components' works like 'engine parts'.

sectionsبخش‌ها

معمول. به هر یک از مناطق یا بخش‌های متمایز که چیزی به آن تقسیم شده است، اشاره دارد. 'Sections' اغلب به جای واحدهای سازنده، به تقسیم‌بندی اشاره دارد. 'کتاب چندین بخش دارد' مانند 'کتاب چندین قسمت دارد' عمل می‌کند.

Common. Refers to any of the distinct areas or parts into which something is divided. 'Sections' often implies a division rather than building blocks. 'The book has several sections' works like 'The book has several parts'.

متضادها
2verb (فعل)common
past (گذشته): partedpast participle (مفعولی): parted-ing (حال): parting3rd (سوم): parts
جدا می‌کندتقسیم می‌کند

شکل سوم شخص مفرد حال ساده اخباری فعل 'part'. (چیزی را) تقسیم یا جدا کردن.

Third person singular simple present indicative form of 'part'. To divide or separate (something).

«پرده کنار می‌رود تا صحنه را آشکار کند.»

The curtain parts to reveal the stage.

«او موهایش را از کنار فرق می‌زند.»

He parts his hair on the side.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000