confocal

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

con·fo·cal/kɒnˈfoʊkəl/
con-togetherfocalrelated to focus
adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more confocalsuperlative (عالی): most confocal

صفت — هم‌کانون

هم‌کانوناشتراک کانونی

دارای یک نقطه کانونی مشترک، به‌ویژه در علم اپتیک و میکروسکوپی.

Having a common focus or focal point, especially in optics and microscopy.

«میکروسکوپی هم‌کانونی تصاویر واضح‌تری ارائه می‌دهد.»

Confocal microscopy provides clearer images.

«لنزها به صورت هم‌کانونی قرار گرفته‌اند.»

The lenses are positioned confocally.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000