constraint

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

con·straint/kənˈstreɪnt/
noun (اسم)common

اسم — محدودیت

محدودیتقید

محدودیت یا قیدی که رفتار یا توانایی انجام کاری را کنترل یا محدود می‌کند.

A limitation or restriction that controls or limits what someone can do.

«محدودیت زمانی مانع از اتمام پروژه توسط او شد.»

Time constraints prevented him from finishing the project.

«آن‌ها در چارچوب محدودیت‌های مالی کار کردند.»

They worked within financial constraints.

تفاوت با واژه‌های مشابه
restrictionمحدودیت

رایج. تقریباً قابل جایگزین؛ به عوامل یا شرایط محدودکننده اشاره دارد.

Common. Almost interchangeable; refers to limiting factors or conditions.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000