بازگشت
noun (اسم)common
محدودیتقید
محدودیت یا قیدی که رفتار یا توانایی انجام کاری را کنترل یا محدود میکند.
A limitation or restriction that controls or limits what someone can do.
«محدودیت زمانی مانع از اتمام پروژه توسط او شد.»
“Time constraints prevented him from finishing the project.”
«آنها در چارچوب محدودیتهای مالی کار کردند.»
“They worked within financial constraints.”
تفاوت با واژههای مشابه
restriction— محدودیت
رایج. تقریباً قابل جایگزین؛ به عوامل یا شرایط محدودکننده اشاره دارد.
Common. Almost interchangeable; refers to limiting factors or conditions.