بازگشت

contacted

con·tact·ed/kənˈtæktɪd/
con-togethertacttouch-edpast tense
verb (فعل)common
past (گذشته): contactedpast participle (مفعولی): contacted-ing (حال): contacting3rd (سوم): contacts
تماس گرفتارتباط برقرار کرد

گذشته فعل contact؛ یعنی ارتباط یا تماس گرفتن با کسی.

Past tense of contact; to communicate with someone.

«دیروز با شرکت تماس گرفتم.»

I contacted the company yesterday.

«او برای کمک به دوستش مراجعه کرد.»

She contacted her friend for help.

تفاوت با واژه‌های مشابه
calledتماس گرفت

مشابه اما called معمولاً به تلفن اشاره دارد؛ contact عمومی‌تر است.

Similar but 'called' usually implies phone; contact is broader.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000