بازگشت

containing

con·tain·ing/kənˈteɪnɪŋ/
verb (فعل)common
past (گذشته): containedpast participle (مفعولی): contained-ing (حال): containing3rd (سوم): contains
در بر داشتنشامل بودن

چیزی را در داخل خود نگه داشتن یا داشتن.

Holding or having something inside.

«جعبه شامل چند کتاب است.»

The box is containing several books.

«شیشه شامل عسل است.»

The jar contains honey.

تفاوت با واژه‌های مشابه
includingشامل

رایج. تاکید بر شامل بودن بخش‌ها دارد؛ اغلب با containing قابل جایگزینی است.

Common. Emphasizes inclusion of parts; often interchangeable with containing.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000