converged

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

con·verged/kənˈvɜːrdʒd/
con-togethervergeedge, incline
verb (فعل)commonpast (گذشته): convergedpast participle (مفعولی): converged-ing (حال): converging3rd (سوم): converges

فعل — همگرا شدند

همگرا شدندیکجا جمع شدند

(گذشته) از جهت‌های مختلف به هم نزدیک شده و در یک نقطه جمع شدند.

(past) Came together from different directions to meet at a point.

«جاده‌ها در مرکز شهر به هم رسیدند.»

The roads converged at the city center.

«دانشمندان برای بحث درباره کشف گرد هم آمدند.»

Scientists converged to discuss the discovery.

تفاوت با واژه‌های مشابه
metدیدار کردند

رایج. وقتی به اشیاء یا افراد که در یک نقطه ملاقات می‌کنند اشاره دارد، جایگزین converged می‌شود.

Common. Can replace converged when meaning things or people meet at one point.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000