convoy

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

con·voy/ˈkɒnvɔɪ/
con-togethervoyvoyage or travel
1noun (اسم)commonplural (جمع): convoys

اسم — کاروان

کاروانگروه همراه

گروهی از خودروها یا کشتی‌ها که برای حفاظت با هم حرکت می‌کنند.

A group of vehicles or ships traveling together for protection.

«کاروان از منطقه خطرناک عبور کرد.»

The convoy moved through the dangerous area.

«کاروان‌های نظامی نیاز به امنیت زیادی دارند.»

Military convoys require heavy security.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fleetناوگان

رسمی‌تر یا نظامی‌تر، اشاره به گروه کشتی‌ها دارد؛ convoy بیشتر حرکت با هدف حفاظت را می‌رساند.

More formal or military sense referring to groups of ships; convoy emphasizes protective travel.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): convoyedpast participle (مفعولی): convoyed-ing (حال): convoying3rd (سوم): convoys

فعل — همراهی کردن

همراهی کردناسکورت کردن

همراهی یا اسکورت گروهی برای حفاظت.

To accompany or escort a group for protection.

«نیروها به طور امن تجهیزات را همراهی کردند.»

Troops convoyed the supplies safely.

«کشتی‌ها از طریق کانال اسکورت شدند.»

Ships were convoyed through the canal.

تفاوت با واژه‌های مشابه
escortهمراهی کردن

رایج. بسیار نزدیک به معنی، escort عمومی‌تر است، convoy بیشتر حرکت محافظت‌شده را می‌رساند.

Common. Close in meaning; escort is more general, convoy often implies protection during travel.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000