بازگشت

escort

es·cort/ˈɛs.kɔːrt/
1verb (فعل)common
past (گذشته): escortedpast participle (مفعولی): escorted-ing (حال): escorting3rd (سوم): escorts
همراهی کردنمشایعت کردنهمراه بودن

همراهی کردن با کسی برای محافظت یا راهنمایی او

To go with someone to protect or guide them

«پلیس مهمان ویژه را به مراسم همراهی کرد.»

The police escorted the VIP to the event.

«بعد از شام، دوستش را تا خانه همراهی کرد.»

He escorted his friend home after dinner.

تفاوت با واژه‌های مشابه
accompanyهمراهی کردن

رسمی/معمولی. در موارد زیادی جایگزین escort می‌شود، اما escort بیشتر به محافظت یا نقش رسمی اشاره دارد — مثل «سربازان رئیس‌جمهور را هم‌راها می‌کنند» بهتر از accompany است.

Formal/common. Can replace 'escort' in many contexts regarding going together, but 'escort' emphasizes protection or an official role—'soldiers escort the president' fits better than 'accompany'.

guideراهنمایی کردن

معمولی. بیشتر بر نشان دادن مسیر تاکید دارد؛ وقتی نقش اصلی راهنمایی باشد جایگزین خوبی است — «مشایعت مهمان‌ها» در مقابل «راهنمایی مهمان‌ها».

Common. Focuses on showing the way; can sometimes substitute 'escort' if the main role is guidance rather than protection - 'escort guests' vs 'guide guests'.

متضادها
2noun (اسم)common
plural (جمع): escorts
همراهمشایعت‌کنندههمراه محافظ

شخص یا گروهی که به منظور محافظت یا راهنمایی همراه کسی است

A person or group who accompanies another for protection or guidance

«سلبریتی با همراهانش وارد شد.»

The celebrity arrived with her escorts.

«یک همراه مسلح از کاروان محافظت می‌کرد.»

An armed escort protected the convoy.

تفاوت با واژه‌های مشابه
chaperoneهمراه (معمولاً برای مراقبت)

معمولی. معمولاً به فردی گفته می‌شود که در فعالیت‌های اجتماعی از افراد جوان مراقبت می‌کند، کمتر رسمی از escort است.

Common. Usually used for a person supervising younger people socially, less formal than 'escort' in official contexts.

guardنگهبان

رسمی. بیشتر بر محافظت و امنیت تاکید دارد؛ کمتردر زمینه همراهی اجتماعی استفاده می‌شود.

Formal. Emphasizes protection and security; less about accompanying socially, more about safety.

متضادها
3noun (اسم)informal
plural (جمع): escorts
همراه (پرداختی)همراه تفریحی

همراهی که برای اهداف اجتماعی یا تفریحی به صورت پولی در کنار کسی است

A paid companion for social or entertainment purposes

«او برای شب جشن یک همراه پولی استخدام کرد.»

He hired an escort for the gala night.

«گاهی از همراهان پولی برای رویدادهای کاری استفاده می‌شود.»

Escorts are sometimes used for business events.

تفاوت با واژه‌های مشابه
companionهمراه

معمولی. اصطلاحی کلی برای کسی که با دیگری وقت می‌گذراند، ممکن است غیررسمی و بدون پرداخت باشد.

Common. General term for someone who spends time with another, can be informal and not necessarily paid.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000