بازگشت

coolly

cool·ly/ˈkuːli/
coolnot hot; calm-lyforms an adverb
adverb (قید)common
type (نوع): manneradjective (صفت): coolposition (جایگاه): end
به‌طور سرد و بی‌احساسبا آرامش سرد

به شکلی آرام و بدون هیجان یا احساس، معمولاً سرد و بی‌تفاوت.

In a calm and unemotional way, showing little or no enthusiasm or warmth.

«او بدون تردید پیشنهادشان را سرد رد کرد.»

She coolly rejected their offer without hesitation.

«او بدون خشم اشتباه را به آرامی توضیح داد.»

He coolly explained the mistake without anger.

تفاوت با واژه‌های مشابه
calmlyآرام

متداول. در موقعیت‌هایی که به معنی آرام و بدون هیجان است جایگزین مناسبی است؛ مثلاً «او آرام حرف زد» مشابه «او سرد صحبت کرد» است.

Common. Interchangeable in contexts emphasizing lack of agitation or excitement. For example, 'She spoke calmly' works like 'She spoke coolly'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000