cost-effective

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

cost-ef·fec·tive/ˌkɒst.ɪˈfek.tɪv/
adjective (صفت)common

صفت — اقتصادی

اقتصادیمقرون‌به‌صرفه

برای مقدار هزینه شده، ارزش و نتیجه خوبی داشته باشد.

Providing good value for the amount of money spent.

«پنل‌های خورشیدی منبع انرژی مقرون‌به‌صرفه‌ای هستند.»

Solar panels are a cost-effective source of energy.

«باید راه‌حلی اقتصادی پیدا کنیم.»

We need to find a cost-effective solution.

تفاوت با واژه‌های مشابه
economicalاقتصادی

رایج. مشابه است ولی اقتصادی شامل صرفه‌جویی در منابع دیگری جز پول نیز می‌شود.

Common. Similar but 'economical' also refers to saving resources beyond money.

efficientموثر

رایج. تأکید بر نتایج خوب با حداقل هدررفت از جمله هزینه دارد.

Common. Emphasizes good result with minimal waste, including money.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000